ایران باستان

تمدن کهن ایران

پاسارگاد

 ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

مختصات: ‏۲٫۰۲″ ۱۰′ ۵۳°شرقی ‏۳۸٫۲۳″ ۱۱′ ۳۰°شمالی / ۵۳٫۱۶۷۲۲۷۸غرب ۳۰٫۱۹۳۹۵۲۸جنوب / -۵۳٫۱۶۷۲۲۷۸;-۳۰٫۱۹۳۹۵۲۸

میراث جهانی یونسکو
پاسارگاد
CyrustheGreatTomb 22059.jpg
اطلاعات اثر
نام کشور Flag of Iran.svg ایران
نوع فرهنگی
معیارها i, ii, iii, iv
شمارهٔ ثبت ۱۱۰۶
منطقه آسیا و اقیانوس آرام
تاریخچه
تاریخ ثبت ۲۰۰۴ (جلسه ۲۸ام)
عبارت "من کورش هستم، شاه هخامنشی" که به سه زبان پارسی باستان، عیلامی و بابلی روی یک ستون در پاسارگاد حک شده است.

مجموعه میراث جهانی پاسارگاد مجموعه‌ای از آثار باستانی برجای‌مانده از دوران هخامنشی است که در شهرستان پاسارگاد در استان فارس واقع شده‌است.

این مجموعه دربرگیرندهٔ ابنیه‌ای چون کاخ دروازه، پل، کاخ بار عام، کاخ اختصاصی، دو کوشک، آب‌نماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری، آرامگاه کوروش بزرگ، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است.

این مجموعه، پنجمین مجموعهٔ ثبت‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است که طی جلسه یونسکو که در تیرماه سال ۱۳۸۳ در چین برگزار شد به علت دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میراث جهانی به ثبت رسید. [۱]

محتویات

[نهفتن]

پاسارگاد

پاسارگاد در دشتی مرتفع به ارتفاع ۱۹۰۰ متر از سطح دریا، در حصار کوهستان واقع شده‌است. در سده هفتم قمری اتابکی از سلغریان فارس درنزدیک آرامگاه کورش مسجدی ساخت که در آن از سنگ کاخ‌ها استفاده شده‌بود. به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی ایران در سال ۱۹۷۱ این سنگها دوباره به جاهای اصلی خود بازگردانده شدند. کاخ محل سکونت بی تردید نشان از تاثیر و نقش معماری یونانی دارد. ظاهراً هنگامی که کورش در سال ۵۴۵ پیش از میلاد سارد (پایتخت لیدی، شهری در غرب ترکیهٔ امروزی) را به تصرف درآورد به شدت تحت تاثیر بناهای مرمرین شاهان لیدی قرار گرفته است. چه بسا او همان زمان شماری از اساتید اهل لیدی را در پاسارگاد به کار گماشته است. در کاخ تناسب جذاب سنگهای مرمر تیره و روشن، مخصوصاً در پایه‌ها، جلب نظر می‌کند. این سنگها از پیرامون سیوند آورده شده است.[۲]

نام پاسارگاد

  • نام اصلی شهر پاسارگاد چیزی شبیه "پَسَرگََد" بوده و تلفظ امروزی نیز درست است و رابطه‌ای میان این نام و "پارس" نیست.
  • نام پاسارگاد از اسم قبیله‌‌ی شاهان پارسی یعنی قبیله " پاسارگاد" گرفته شده که "آنان که گُرز گران می‌کشند" معنی میداده.[۳]

سازندگان پاسارگاد

مجسمه بالدار پاسارگاد، منسوب به کورش

از گواهی‌هایی که مورخان یونانی و رومی بر جای گذارده‌اند، مشخص است که پاسارگاد را بیشتر ساخته و پرداخته کورش بزرگ میدانسته‌اند. این نظریه به چند دلیل دیگر استوارتر می‌شود. اول؛ آرامگاه کورش بزرگ که ساخته خود او بود، چنان ارتباطی از نظر طراحی نقشه و کاربرد نماپردازی در میان باغ بزرگ پاسارگاد با کاخ‌‌های دروازه، اختصاصی و بار نشان می‌دهد که مشخص میشود طراح همه یکی بوده و آن کاخ‌ها هم نتیجه سلیقه کورش بزرگ بوده‌اند. دوم کتیبه سه زبانه عیلامی, پارسی باستان و اکدی بر روی جرز‌ها و درگاه‌های آن سه کاخ بیانگر آن است که آن‌ها با کورش ارتباط داشته‌اند. سوم، نوع معماری و به خصوص شیوه‌ی سنگ‌تراشی و بست‌های پاسارگاد‌ی قدمتی هر چند کوتاه بر معماری تخت جمشیدی را که از آغاز دوره داریوش بزرگ شروع شد، نشان می‌دهد و مخصوصا در نقوش، که از سنت‌های ملل مختلف گرفته شده‌اند، ولی هنوز به طور ثابت ریخت ایرانی نگرفته‌اند (آن چنان که در تخت جمشید می‌یابیم) حالتی آزمایشی و اولیه به خوبی نمایان است و آثار سنگ تراشان لودیه‌ای و ایونیه‌ای به ویژه در نوع تراش سنگ‌ها و ابزار و آلات سنگ‌تراشی و "نشانه‌های سنگ‌تراشان" پیداست. بنابر‌این شکی نمی‌توان کرد که بناهای پاسارگاد با کورش بزرگ آغاز شده‌اند و ارتباطی با کورش جوان ندارند (آن طور که فرانتس هاینریش وایسباخ تصور میکرد). .[۴]

پیشینه

سرزمین پارس زادگاه هخامنشیان بوده‌است. خاندان پارس، که به رهبری کوروش دوم (که از ۵۲۹ تا ۵۵۹ پیش از میلاد سلطنت نمود) در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند. بر پایهٔ سنت، کوروش دوم این منطقه را به پایتختی انتخاب کرد، زیرا در نزدیکی منطقه‌ای بود که بر ایشتوویگو پادشاه ماد پیروز شد. این اولین پیروزی، پیروزی‌های دیگری چون غلبه بر لیدی، بابل نو، و مصر را به دنبال داشت. امپراتوری هخامنشی بعداً توسط پسر او کمبوجیه (۵۲۲ تا ۵۲۹ پیش از میلاد) و داریوش اول (۴۸۶ تا ۵۲۱ پیش از میلاد) تحکیم و گسترش یافت. از کوروش در عهد عتیق به عنوان آزادی‌دهندهٔ بابل و کسی که یهودها را از تبعید بازگردانده یاد شده‌است.

در ۷۰ کیلومتری جنوب پاسارگاد، داریوش بزرگ پایتخت نمادین خود شهر پارسه (شاعری یونانی این شهر را پرس پلیس نام نهاد) را بنیان نهاد. تا هنگامی که اسکندر از مقدونیه در سال ۳۳۰ پیش از میلاد امپراتوری هخامنشی را تسخیر کرد، پاسارگاد یک مرکز مهم سلسله‌ای باقی ماند. به گفتهٔ نویسندگان باستانی، مانند هرودوت و آریان (گزنفوناسکندر آرامگاه کوروش را محترم شمرده و آن را بازسازی نمود.

در دوره‌های بعدی، از تل تخت هم چنان به‌عنوان یک دژ بهره‌برداری می‌شد، حال آن که کاخ‌ها متروک شده و از مصالح آن دوباره استفاده شد. از سدهٔ هفتم به بعد، آرامگاه کوروش به نام آرامگاه مادر سلیمان خوانده می‌شد، و به یک مکان زیارتی تبدیل شد. در سدهٔ دهم یک مسجد کوچک در گرد آن ساخته شد، که تا سدهٔ چهاردهم از آن استفاده می‌شد. این محوطه توسط مسافرین طی سده‌ها بازدید شده، که باعث از دست رفتن تدریجی اجزا گوناگون آن گشته‌است.

طبق نوشته‌های هرودوت، هخامنشیان از طایفهٔ پاسارگادیان بوده‌اند که در پارس اقامت داشته‌اند و سر سلسلهٔ آنها هخامنش بوده‌است. نامدارترین رئیس اتحادیه قبائل پارس در نیمه قرن ٧ پ م چیش پیش دوم است که تا سال ۶۴۰پ م ریاست قبائل پارس را در دست داشت. او چیش پیش پور کوروش پور کمبوجیه پور چیش پیش پور هخامنش بود، که همه شان رؤسای قبائل پارس بودند. اگر برای هر کدام از اینها حدود ٤٠ سال در نظر بگیریم، میتوان گفت که در زمانی که پارسها در منطقهٔ پارسوای مذکور در سند آشوری (یعنی سال ۸۳۴ پ م ) اقامت داشته‌اند، ریاستشان در دست هخامنش بوده است.

هخامنشیان نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به «هخامنش» می‌رساندند که سرکرده طایفهٔ پاسارگاد از طایفه‌های پارسیان بوده‌است. هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس آنشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از اینرو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می‌دانند.

به قدرت رسیدن پارسی‌ها و سلسلهٔ هخامنشی (۵۵۰-۳۳۰ قبل از میلاد) یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس کردند که دنیای قدیم را به استثنای دو سوم یونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می‌دانند. مهم‌ترین سنگ نوشتهٔ هخامنشی از نظر تاریخی و نیز بلندترین آنها، سنگ نبشتهٔ بیستون بر دیواره كوه بیستون است. سنگ نوشتهٔ بیستون بسیاری از رویدادها و كارهای داریوش اول را در نخستین سال‌های حكمرانی‌اش كه مشكل‌ترین سال‌ها حكومت وی نیز بود. به طور دقیق روایت می‌كند. این سنگ نوشته عناصر تاریخی كافی برای بازسازی تاریخ هخامنشیان را داراست و همچنین در سایت مذكور دربارهٔ شخصیت كوروش هخامنشی آمده‌است كه : همهٔ نشانه‌ها بیانگر آنست كه هدف كوروش از جنگ و كشور گشایی ایجاد یك جامعهٔ جهانی مبتنی بر امنیت و آرامش و دور از جنگ و ویرانگری بوده‌است. كوروش در لشكركشیها و پیروزیهایش با ملل مغلوب در نهایت بزرگواری رفتار كرد و عناصر حكومتی پیشین را مورد بخشایش قرار داده در مقامهایشان ابقا كرده مطیع و منقاد خویش ساخت. كوروش بزرگ با ایمان استواری كه به اهورامزدا داشت جهانگشایی را به هدف برقرار کردن آشتی و امنیت و عدالت و از میان بردن ستم و ناراستی انجام میداد و در فتوحاتش به حدی نسبت به اقوام مغلوب بزرگمنشی و مهر و عطوفت نشان داده‌بود که داستان رأفتش به همه جا رسیده بود.

‌شایان ذکر است که پاسارگاد نام یک آثار باستانی مشهور در منطقه بوده که مورد علاقه و توجه جهانیان بویژه علاقه‌مندان به میراث ملل می‌باشد، بر این مبنا استانداری و وزارت کشور بعد از تصمیم به ایجاد شهرستان در آن منطقه و برای برجسته نمودن و زنده نگه داشتن نام و یاد پاسارگاد در سطح ایران و جهان ترجیح داد نام پاسارگاد را بر شهرستان جدیدالتأسیس قرار دهد»از طرف دیگر بانیان احداث مجموعهٔ پاسارگاد، دولت هخامنشی بوده‌است که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری با تأسیس بخش هخامنش در برجسته‌تر نمودن آثار کوروش هخامنشی تلاش مضاعفی از خود نشان داده‌است چرا که فرزندان هخامنش پس از کسب قدرت و تشکیل دولت مستقل نام دولت را به احترام رئیس قبائل پارس به نام هخامنش نامگذاری کرده‌اند و این امر نشان دهندهٔ احترام و جایگاه بلند هخامنش در بین قبائل پارس بوده‌است که مسئولین محترم وزارت کشور و استانداری فارس با نکته سنجی و ظرافت تمام این مسئله را مورد توجه قرار داده‌اند.

مشخصات

شهر باستانی پاسارگاد نخستین پایتخت شاهنشاهی هخامنشی در قلب استان فارس، در دشت رودخانه پُلوار قرار دارد. نام شهر «اردوگاه پارس» دلالت از موقعیت مکانی شهر دارد. شهر توسط کوروش بزرگ (کوروش دوم) در سدهٔ ششم قبل از میلاد ساخته شد. محوطهٔ اصلی (۱۶۰ هکتار، حدوداً ۲٫۷×۰٫۸ کیلومتر) توسط یک منطقهٔ طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شده‌است (حدوداً ۷۱۲۷ هکتار). محوطهٔ اصلی شامل این بناهای تاریخی است:

  • آرامگاه کورش بزرگ در جنوب؛
  • تل تخت (یا «تخت سلیمان»؛ سریر پادشاهی سلیمان) و استحکامات، واقع بر یک تپه در شمال محوطهٔ اصلی؛
  • مجموعهٔ سلطنتی در مرکز محوطهٔ اصلی، شامل بقایای: ساختمان دروازه (دروازه R)، تالار عمومی (کاخ S)، قصرمسکونی (کاخ P)، و باغ سلطنتی (چهار باغ).
  • در منطقهٔ شرق یک بنای کوچک قرار دارد(۱۶×۱۶ متر) که یک پُل تشخیص داده شده‌است. در شمال مجموعهٔ سلطنتی زندان سلیمان قرار دارد، یک برج سنگی، باحدوداً ۱۴ متر ارتفاع. تاریخ ساخت این بنا مشخص نیست.

محوطهٔ اصلی شامل منطقهٔ حفاری‌شده‌است، اما پایتخت باستانی منطقه‌ای بسیار وسیعتر از این منطقه بوده و هنوز حفاری نشده‌است. در محوطهٔ حفاظتی اطراف، باقیمانده‌های دیگری نیز هستند: محدودهٔ مقدس (حدوداً ۵۵۰-۵۳۰ پیش از میلاد)، و محوطه‌های تل نوخودی، تل خاری، تل سه آسیاب، دوتلان، که برخی از اینها متعلق به ماقبل تاریخ هستند، همینطور مدرسه یا کاروانسرا (سده ۱۴ میلادی). در محوطهٔ حفاظتی همچنین پنج روستا وجود دارند که کشاورزان در آنها ساکنند.

آرامگاه کوروش

نوشتار اصلی آرامگاه کورش بزرگ


مهم‌ترین اثر مجموعهٔ پاسارگاد، بنای آرامگاه کورش بزرگ است که پیشتر مشهور به «مشهد مادر سلیمان» بود. در سال ۱۸۲۰ پس از پژوهش‌های باستان‌شناسی، هویت اصلی بنا به عنوان آرامگاه کوروش کبیر مشخص شده‌است و چون گوهری در میان دشت خودنمایی می‌کند. این آرامگاه حدوداً در ۵۳۰ تا ۵۴۰ قبل از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شده‌است. بنای آرامگاه میان باغ‌های سلطنتی قرار داشته و از سنگ‌های عظیم، که درازای بعضی از آن‌ها به هفت متر می‌رسد،، ساخته شده‌است.

تخته سنگ‌های آرامگاه با بست‌های فلزی معروف به بست دم چلچله ای، به هم پیوسته بوده، که بعدها آن‌ها را کنده و برده‌اند و اکنون جایشان به صورت حفره‌هایی دیده می‌شود که بیشترشان را تعمیر کرده‌اند.

بنای آرامگاه دو قسمت مشخص دارد:

  • سکویی ۶ پله‌ای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است.
  • اتاقی کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر می‌رسد.

پایه بنا (۱۳٫۳۵×۱۲٫۳۰ متر) از شش لایه پلکانی تشکیل شده‌است، که از آن‌ها اولی به بلندی ۱۷۰ سانتی متر، دومی و سومی ۱۰۴ سانتی متر، و سه عدد آخری ۵۷٫۵ سانتی متر هستند. ارتفاع کلی بنا در حدود ۱۱ متر است. در ورودی آرامگاه در سمت شمال غربی قرار داشته و ۷۵ سانتی متر پهنای آن است. این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بوده که از بین رفته‌است.

خزانهٔ آرامگاه، در بالاترین نقطه، شکل یک خانهٔ شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. تا حدود صد سال پیش باور بر این بود که این بنا آرامگاه مادر سلیمان باشد و در دورهٔ اتابکان در زمان آل بویه با استفاده از ستون‌های باقی مانده از کاخ‌های باستانی مسجدی با نام «مسجد اتابکی» در گرد آن ساخته و یک محراب کوچک در خزانهٔ آرامگاه کنده‌کاری شد. در دههٔ ۱۹۷۰ بقایای مسجد پاکسازی شده و تکه‌های تاریخی به نزدیکی مکان‌های اصلی‌شان بازگردانده شدند.

پس از کشته شدن کوروش در جنگ با سکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده و درون تختی از زر نهاده و اشیای مهم سلطنتی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند. به گزارش مورخان زمان اسکندر، وقتی اسکندر به پاسارگاد آمد و از مقبره کوروش که در میان باغی بزرگ قرار داشت دیدن کرد به آریستوبولوس دستور داد درون مقبره را تزیین کند. آریستوبولوس در درون مقبره تابوتی زرین، یک میز و تعدادی ظروف زرین و سلاحهای گرانقیمت و لباسهای شخص کوروش و کلیه جواهراتی را که زمانی به دست می‌کرد یا به خود می آویخت مشاهده کرد. این آرامگاه در آن زمان توسط تعدادی مغ محافظت می‌شود اما در زمان اسکندر مورد دستبرد قرارگرفت و کلیه اشیاء گرانقیمتش به سرقت رفت.[۵]

در شیب سقف آرامگاه دو حفرهٔ بزرگ وجود دارد که برای سبک کردن سنگ‌ها و کم کردن از بار سقف ایجاد شده‌است و برخی اشتباها، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانسته‌اند.

آرامگاه کوروش در همه دوره هخامنشی مقدس به شمار می‌آمده این امر باعث گردیده که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود، اما تعبیر اصلی بنا دیگر مشخص نبوده‌است و از سوی دیگر مردم هم ساختن بناهای با عظمت سنگی را خارج از قوه بشری می‌دانسته‌اند و به حضرت سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته‌است، نسبت می‌داده‌اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن حضرت می‌شمردند و آن را به مادر او نسبت می‌دادند و «مشهد مادر سلیمان» می‌خواندند.

اسکناس های سبز رنگ پنجاه ریالی ایران از سال 1352 خورشیدی تا 1357 با نقشی از پاسارگاد چاپ و نشر می شد .

استحکامات دفاعی تل تخت

نمای پاسارگاد از روی تپه تل‌تخت. نزدیکترین بنا آرامگاه کمبوجیه و دورترین بنا که در مرکز قسمت بالایی تصویر دیده می‌شود آرامگاه کورش بزرگ است. بین این دو بنا، ویرانه‌های کاخهای هخامنشی دیده می‌شوند.

این استحکامات با وسعتی در حدود ۸۰۰۰ متر مربع بر روی تپه‌ای عظیم در انتهای شمالی پاسارگاد قرار دارند. استحکامات مذکور معماری چهار دوره را به خود اختصاص داده‌است :

  1. ساختارهای سنگی؛ عموماً مربوط به دورهٔ اول هخامنشی.
  2. ساختارهای خشتی؛ مربوط به دورهٔ دوم هخامنشی.
  3. ساختارهای خشتی و سنگی؛ مربوط به دورهٔ سلوکی و اشکانی.
  4. ساختاری خشتی، آجری و سنگی؛ مربوط به اواخر دورهٔ ساسانی.

ساختار اول (سنگی) به روش بنایی خشک و با استفاده از قالبهای بزرگ سنگی و یک شیوهٔ اتصالی بنام آناتیروسیس (Anathyrosis)، که تمدنهای آسیای صغیر در سدهٔ ششم میلادی با آن آشنا بودند، بنا شده‌است. نقشهٔ عمومی سکو یک متوازی‌الاضلاع با ابعاد تقریبی ۹۸×۷۹ متر و با تورفتگیهایی در کناره‌های شمالی و جنوبی، است. ارتفاع اصلی آن تقریباً ۱۵ متر بوده‌است. اولین مرحله از ساخت بنا توسط کوروش بزرگ انجام گرفته و با مرگ وی در سال ۵۳۰ قبل از میلاد متوقف شد. مرحلهٔ دوم در دوران داریوش بزرگ با استفاده از آجرهای خشتی (گلی) ساخته شد (۴۸۶ تا ۵۲۲ قبل از میلاد).

مجموعهٔ سلطنتی

این مجموعه در مرکز پاسارگاد قرار گرفته‌است واز تعدادی کاخ تشکیل شده که در اصل در محدوده مجموعهٔ باغها قرار دارند (معروف به «چهار باغ»). بدنهٔ اصلی کاخ‌ها از سالن‌های ستون‌دار تشکیل شده‌است. تالار عمومی (کاخ S) حدوداً در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شده. تالار ستون‌دار آن دو ردیف چهار ستونی دارد. پایهٔ ستونها از سنگ سیاه هستند (۱٫۴۳×۱٫۴۳ متر)، و بدنهٔ آن‌ها از سنگ آهکی سفید است. پایه ستون‌ها ۱٫۰۴ متر و بدنهٔ ستون‌ها ۱۲٫۰۶ متر ارتفاع دارند. سرستون‌ها از سنگ سیاه بوده‌است. شواهدی موجوداست که سرستون‌ها یک شیر مرکب، شاخ‌دار و یال‌دار، را نشان می‌داده‌است. کاخ یک سرسرا در هر طرف داشته‌است. برخی از نقوش برجستهٔ درگاه‌ها حفظ شده‌اند، که پیکر انسان و دیوها را نشان می‌دهند. کاخ مسکونی کوروش دوم (کاخ P) بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۳۵ پیش از میلاد بنا شده‌است. سالن ستون‌دار این کاخ (۳۱٫۱×۲۲٫۱ متر) پنج ردیف ستون و در هر ردیف شش ستون دارد، و سرسرای پر ابهت آن در جنوب شرقی به ابعاد ۷۵٫۵×۹٫۳ متر است.

کاخ دروازه در حدود شرقی محوطهٔ اصلی قرار دارد و شامل یک تالار ستون‌دار با نقشهٔ چهار ضلعی و ابعاد ۲۵٫۵×۲۸٫۵ متر است. این تالار ۸ ردیف ستون دارد. این تالار دو در ورودی اصلی در محور طولی کاخ و دو در فرعی در محور عرضی کاخ دارد.

در یکی از چار چوب‌های دروازه، یک نقش برجستهٔ مشهور از یک پیکر انسان مانند که بال‌هایی دارد دیده می‌شود. این طرح که تنها نقش باقی مانده در کاخ دروازه‌است، مردی را نشان می‌دهد که ریش انبوه و چهار بال که رو به مرکز تالار دارد.

کوشک‌های (پاویلیون‌ها) A و B که در شرق و جنوب باغ شاهی قرار دارند، احتمالاً دو ورودی به باغ سلطنتی بوده‌اند. از این دو، کوشک B بهتر حفظ شده‌است. این کوشک با ابعاد ۱۱٫۷×۱۰٫۱ متر از یک سکوی چهارضلعی از سنگ‌های آراسته تشکیل شده‌است.

آرامگاه کمبوجیه

آن چه از این بنا باقی مانده دیواری بلند به ارتفاع حدود ۱۴ و طول تقریبی ۷٫۵ متر است. این بنا به بنای کعبه زرتشت در نقش رستم شباهت دارد در حالی که از نظر قدمت، قدیمی‌تر و از نظر استحکام و فن ساخت نمایانگر اجرایی قوی‌تر از بنای کعبه زرتشت است.

محوطه مقدس

این محوطه که در ۳ کیلومتری آرامگاه کوروش و در غرب مجموعه پاسارگاد واقع شده‌است شامل تپه‌ای تاریخی و دو سکوی مجزای سنگی است. برخی از محققین اعتقاد دارند که سکوی سوم کشف‌نشده‌ای وجود دارد که تثلیث خدایان باستانی - اهوارامزدا، مهر و آناهیتا - را نمایشگر است.

کاروانسرای مظفری

در دورهٔ آل مظفر برای اسکان کاروانهای تجارتی و زیارتی که از مسیر جاده شاهی می‌گذشتند، کاروانسرایی با استفاده از سنگ‌های آورده شده از بناهای سلطنتی پاسارگاد به طرح چهار ایوانی در کنار آرامگاه کورش ساخته شده که امروزه بقایای دیوار و شالودهٔ آن قابل مشاهده‌است.

ثبت جهانی پاسارگاد توسط یونسکو

معیارهای ثبت جهانی پاسارگاد

پاسارگاد، جمهوری اسلامی ایران به سال ۱۳۸۳ خورشیدی مطابق با سال ۲۰۰۴ میلادی بر اساس بندهای یکم، دوم، سوم و چهارم معیارهای فرهنگی در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید:

معیار یک: پاسارگاد نخستین نشانه بارز معماری سلطنتی هخامنشی است.

معیار دو: پایتخت شاهنشاهی پاسارگاد را کوروش بزرگ با مشارکت مردمان گوناگون امپراطوری که بنا نهاده بود ساخت این حرکت به صورت یک مرحله بنیادی در تحول هنر و معماری کلاسیک ایران درآمد.

معیار سه: محوطه باستان شناختی پاسارگاد با کاخ ها، باغ‌ها و آرامگاه کوروش بزرگ بنیان گذار سلسله هخامنشی یادبودی استثنایی از تمدن هخامنشیان در ایران است.

معیارچهار: مجموعه چهار باغی پادشاهی که در پاسارگاد بنیان گذاشته شده به صورت نمونه‌ای مادر برای این گونه معماری و طرح ریزی در آسیای غربی در آمد.

اطلاعات اولیه

  • دولت طرف: جمهوری اسلامی ایران
  • نام ملک: پاسارگاد
  • موقعیت: استان فارس
  • تاریخ دریافت: ۳۰ ژانویه ۲۰۰۳
  • طبقه بندی: مطابق طبقه‌بندیهای دارایی‌های فرهنگی شرح داده شده در مقالهٔ ۱ از پیمان نامهٔ میراث جهانی سال ۱۹۷۲، این یک محل باستانی است.
  • شرح مختصر: پاسارگاد اولین پایتخت سلسله‌ای امپراتوری هخامنشی بود که توسط کوروش دوم در قرن ششم قبل از میلاد ساخته شد. کاخهای آن، طرح باغها، هم چنین آرامگاه کوروش نمونه‌های برجسته‌ای از اولین مرحلهٔ تکامل هنر و معماری سلطنتی هخامنشیان هستند، و یک گواهی استثنایی از تمدن ایرانی است.

نگارخانه

جستارهای وابسته

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 13:29  توسط فرامرز  | 

قدیمی ترین عکس های مقبره کوروش هخامنشی

Tomb of Cyrus the Achaemenid tarikhema.ir 1 232x300 قدیمی ترین عکس های مقبره کوروش هخامنشی | عکس | Tarikhema.irTomb of Cyrus the Achaemenid tarikhema.ir 2 300x211 قدیمی ترین عکس های مقبره کوروش هخامنشی | عکس | Tarikhema.ir

Tomb of Cyrus the Achaemenid tarikhema.ir 4 قدیمی ترین عکس های مقبره کوروش هخامنشی | عکس | Tarikhema.irTomb of Cyrus the Achaemenid tarikhema.ir 3 300x200 قدیمی ترین عکس های مقبره کوروش هخامنشی | عکس | Tarikhema.ir

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 13:22  توسط فرامرز  | 

چرا و چگونه کوروش بزرگ به این پایه از شهرت رسید؟

پاسخ این پرسش هنگامی دریافت می‌شود که فرمان را با نبشته‌های دیگر فرمانروایان همزمان خود و حکمرانان اِمروزی به سنجش بگذاریم و بین آنها داوری کنیم.

27444797 2f26faa999 چرا و چگونه کوروش بزرگ به این پایه از شهرت رسید؟ | عکس | Tarikhema.ir

نصیرپال

، پادشاه آشور (۸۸۴ پ‌م.) در خود نوشته است:

“… به فرمان آشور و ایشتار، خدایان بزرگ و حامیان من … ششصد نفر از لشکر دشمن را بدون ملاحظه سر بریدم و سه هزار نفر از اسیران آنان را زنده زنده در آتش سوزاندم … حاکم شهر را به دست خودم زنده پوست کندم و پوستش را به دیوار شهر آویختم … بسیاری را در آتش کباب کردم و دست و گوش و بینی زیادی را بریدم، هزاران چشم از کاسه و هزاران زبان از دهان بیرون کشیدم و سرهای بریده را از درختان شهر آویختم.”

Sennacherib%2520profile چرا و چگونه کوروش بزرگ به این پایه از شهرت رسید؟ | عکس | Tarikhema.ir

تصویر

در‌کتیبه سِـناخِـریب، پادشاه آشور (۶۸۹ پ‌م.) چنین نوشته شده است:

“… وقتی که شهر بابِـل را تصرف کردم، تمام مردم شهر را به اسارت بردم. خانه‌هایشان را چنان ویران کردم که بصورت تلی از خاک درآمد. همه شهر را چنان آتـش زدم کـه روزهای بسـیار دود آن به آسـمان می‌رفـت. نهـر فـرات را به روی شهر جاری کردم تا آب حتی ویرانه‌ها را نیز با خود ببرد.”

463px ashurbanipal چرا و چگونه کوروش بزرگ به این پایه از شهرت رسید؟ | عکس | Tarikhema.ir

تصویر آشور بانیپال

در (۶۴۵ پ‌م.) پس از تصرف شهر شوش آمده است:

“… من شوش، شهر بزرگ مقدس … را به خواست آشور و ایشتار فتح کردم … من شوش را که با آجرهایی از سنگ لاجورد لعاب شده بود، شکستم … معابد عیلام را با خاک یکسان کردم و خـدایـان و الـهه‌هـایشان را به باد یغما دادم. سپاهیان من وارد بیشه‌های مقدسش شدند که هیچ بیگانه‌ای از کنارش نگذشته بود، آنرا دیدند و به آتش کشیدند. من در فاصله یک ماه و بیست و پنج روز راه، سـرزمـین شـوش را تبدیل به یک ویرانه و صحرای لم یزرع کردم … ندای انسانی و … فریادهای شـادی … به دست من از آنجا رخت بربست، خاک آنجا را به تـوبـره کشیدم و به ماران و عـقرب‌ها اجازه دادم آنجا را اشغال کنند.”

Nebukadnessar II چرا و چگونه کوروش بزرگ به این پایه از شهرت رسید؟ | عکس | Tarikhema.ir

تصویر احتمالی دوم

و در کتیبه ، پادشـاه بـابل (۵۶۵ پ‌م.) آمـده است:

” … فرمان دادم که صد هزار چشم در آورند و صد هزار ساق پا را بشکنند. هزاران دختر و پسر جوان را در آتش سوزاندم و خـانـه‌ها را چنان ویران کردم که دیگر بانگ زنده‌ای از آنجا برنخیزد.”

این رویدادهای غیر انسانی تنها به آن روزگاران تعلق ندارد. امروزه نیز مردمان با چنین ستم‌ها و خشونت‌هایی روبرو هستند. هنوز جنایت‌های آمریکا در ژاپن و ویتنام، فرانسه در الجزایر، ایتالیا در حبشه و لیبی، پرتقال و اسپانیا در آمریکای لاتین، و انگلستان در سراسر ، از یادها نرفته‌اند. مردم هرگز فراموش نخواهند کرد که در عراق بمب‌های شیمیایی بر سر مردم بی‌دفاع حلبچه فروریخت و همه آنان از پیر و جوان و و کودک به وضعی رقت‌انگیز نابود شدند..

کشورهای بزرگ و پیشرفته و متمدن جهان، سلاح‌های مرگبار کشتار جمعی و بمب‌های شیمیایی و میکربی خود را دیگر مستقیماً بر کاشانه مردم رها نمی‌کنند، بلکه آنها را به بهایی گزاف در اختیار کشورهایی می‌گذاشتند و آنگاه باز هم به بهای گزاف به درمان زخم‌های آنان بپردازند و از نقض حقوق بشر گلایه کنند و خود را بزرگترین پشتیبان آن بدانند.

t373813a چرا و چگونه کوروش بزرگ به این پایه از شهرت رسید؟ | عکس | Tarikhema.ir

تصویر اِحتمالی بزرگ

اما علیرغم رفتارهای ناپسند پادشاهان آشور و بابل و حکمرانان امروز جهان، کوروش پس از ورود به شهر بابل و با دارا بودن هرگونه قدرت‌عملی نه تنها پادشاه مغلوب را مصلوب نکرد؛ بلکه او را به حاکمیت ناحیه‌ای منصوب، و با مردم شهر نیز چنین رفتار نمود:

“… آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همه مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند … مَردوک (خدای بابلی) دل‌های پاک مردم بابل را متوجه من کرد؛ زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد … نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تکان داد. من برای صلح کوشیدم. برده‌داری را برانداختم. به بد‌بختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم هیچکس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. خدای بزرگ از من خرسند شد … فرمان دادم … تمام نیایشگاه‌هایی را که بسته شده بود، بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم. اهالی این محل‌ها را گرد آوردم و خانه‌های آنان را که خراب کرده بودند، از نو ساختم. صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.”

کوروش پس از ورود به شهر بابل (در کنار رود فرات و در جنوب بغداد امروزی) فرمان آزادی هزاران یهودی را صادر کرد که قریب هفتاد سال در بابل به اسارت گرفته شده بودند. هزاران آوند زرین و سیمین آنان را که پادشاه بابل از ایشان به غنیمت گرفته بود، به آنان بازگرداند و اجازه داد که در سرزمین خود نیایشگاهی بزرگ برای خود بر پای دارند. رفتار کوروش با یهودیان موجب کوچ بسیاری از آنان به شد که در درازای بیست و پنج قرن هیچگاه بین آنان و ایرانیان جنگ و خشونت و درگیری رخ نداد .

Iran Koorosh Cyrus the great cylinder چرا و چگونه کوروش بزرگ به این پایه از شهرت رسید؟ | عکس | Tarikhema.ir

با وجود اینکه منشور کوروش را «نخستین اعلامیه حقوق بشر» می‌دانند، اما نوآوری چنین فرمانی از کوروش نبوده است؛ بلکه این فرمان فرایند فرهنگ ایرانی بوده است. فرهنگی که در آن دوره دستور به غارت و آدمکشی و ویرانی نداده است. و کوروش این رفتار را از مردمان سرزمین خود، از نیاکان خود، از فرهنگ رایج کشورش، در آغوش مهرآمیز مادر و از پرورش او آموخته بوده و بکار بسته است. منشور کوروش هخامنشی ارمغانی است از سرزمین ایران برای جهانی که از جنگ و خشونت خسته است و از آن رنج می‌برد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1390ساعت 13:21  توسط فرامرز  | 

روش زندگی و صناعت پارسیانِ

نویسنده : انی کاظمی

دولت شاهنشاهی- ملت- زبان- دهقانان- شاهراههای شاهنشاهی- بازرگانی و امور مالی

دولت شاهنشاهی پارس، که در زمان داریوش به منتها درجة بزرگی خود رسیده بود، شامل بیست ایالت یا خشثرپاون (به یونانی،= ساتراپ‌نشین) می‌شد و مصر، فلسطین، سوریه، فنیقیه، لیدیا، فریگیا، یونیا، کاپادوکیا، کیلیکیا، ارمنستان، آشور، قفقاز، بابل، ماد، پارس، آنچه امروز به نام افغانستان و بلوچستان معروف است، باختر رود سند در هندوستان، سغدیانا، باکتریا، جایگاه ماساگتها، و قبایل دیگری از آسیای میانه جزو این امپراطوری بزرگ بود. تا آن زمان هرگز دولتی به این بزرگی و پهناوری، که در زیر فرمان یک نفر باشد، در تاریخ پیدا نشده بود.

پارسی که در آن روزگار بر چهل میلیون ساکنان این نواحی حکومت کرد همان ایرانی نیست که اکنون می‌شناسیم، بلکه ناحیة کوچکی در مجاورت خلیج فارس بود که در آن زمان به نام «پارس» خوانده می‌شد و اکنون آن را «فارس» می‌نامند. سرزمین پارس سرای بیابانهای بیحاصل و کوههای فراوان بود؛ رودخانة فراوان نداشت و در معرض گرمای سوزان و سرمای کشنده بود و به همین جهت بود که درآمد زمین، به تنهایی، کفاف زندگی دو میلیون ساکنان آن را نمی‌کرد، و ناچار باید کسری را از راه بازرگانی و کشورگشایی تأمین کنند. مردم کوه‌نشین اصلی سرزمین پارس، مانند مادها، از نژاد هند و اروپایی، و شاید از جنوب روسیه به این نواحی آمده بودند. از زبان ودین قدیم ایشان آشکار می‌شود که با آن دسته از نژاد آرین که از افغانستان گذشته و طبقة حاکمه را در سرزمین هند تشکیل داده بودند نسبت نزدیکی داشته‌اند. داریوش اول خود را در نقش رستم چنین معرفی کرده است: «پارسی، پسر پارسی، آریایی از نژاد آریایی». زردشتیان وطن نخستین خود را به نام «ایران- وئجه» یعنی وطن آریاییها می‌نامند. استرابون کلمة «آریانا» را برای سرزمینی استعمال کرده است که تقریباً با آنچه امروز به نام «ایران» می‌نامیم، تفاوتی ندارد.غالباً آریانا را با اران، که بر ساحل رود ارس واقع است، یکی می‌دانند.

به گفتة استرابون گرمای شوش در تابستان به اندازه‌ای بود که مار یا چلپاسه نمی‌توانست، با چنان سرعتی، از یک سوی رهگذر به سوی دیگر آن بگریزد و حرارت آفتاب باعث هلاک آن نشود.

چنان به نظر می‌رسد که پارسیان زیباترین ملتهای خاور نزدیک در روزگارهای باستانی بوده‌اند. تصاویری که در آثار تاریخی برجای مانده نشان می‌دهد که آن مردم میانه‌بالا و نیرومند بوده و، بر اثر زندگی کردن در نقاط کوهستانی، سختی و صلابت داشته‌اند، ولی ثروت فراوان سبب لطافت طبع آنان بوده است؛ در سیمای ایشان آثار تقارن مطبوعی دیده می‌شود، و مانند یونانیان بینی کشیده داشته‌اند، و در اندام و هیئت ایشان آثار نجابت مشهود بوده است. غالب ایشان لباسهایی مانند لباسهای مردم ماد بر تن می‌کردند؛ بعدها خود را به زیورآلات مادی نیز می‌آراستند. جز دو دست، بازگذاشتن هر یک از قسمتهای بدن را خلاف ادب می‌شمردند، و به همین جهت سر تا پای ایشان با سربند یا کلاه، یا پاپوش پوشیده بود. شلواری سه پارچه و پیراهنی کتانی و دو لباس رو می‌پوشیدند، که آستین آنها دستها را می‌پوشانید، و کمربندی بر میان خود می‌بستند. این گونه لباس پوشیدن سبب آن بود که از گزند گرمای شدید تابستان و سرمای جانکاه زمستان در امان بمانند. امتیاز پادشاه در آن بود که شلوار قلاب‌دوزی شدة با نقش و نگار سرخ می‌پوشید، و دکمه‌های کفش وی به رنگ زعفرانی بود. اختلاف لباس زنان با مردان تنها در آن بود که گریبان پیراهنشان شکافی داشت. مردان موی چهره را نمی‌ستردند و گیسوان را بلند فرو می‌هشتند؛ بعدها به جای آن گیسوان عاریه رواج پیدا کرد. چون در دوران شاهنشاهی ثروت مردم زیاد شد، زن و مرد به زیبایی ظاهر خود پرداختند؛ جهت آراستن صورت، غازه و روغن به کار می‌بردند، و برای آنکه درشتی چشم و درخشندگی آن را نشان دهند، سرمه‌های گوناگون استعمال می‌کردند. به این ترتیب، در میان آنان طبقة خاصی به نام «آرایشگران» پیدا شد که یونانیان آنان را «کوسمتای» می‌نامیدند و کارشناس در هنر آرایش بودند و کارشان تزیین ثروتمندان بود. پارسیان در ساختن مواد معطر مهارت فراوان داشتند، و پیشینیان چنان معتقد بودند که گردها و عطرهای آرایش را نخستین بار همین مردم اختراع کرده بودند. شاه همیشه با جعبه‌ای از مواد معطر برای جنگ بیرون می‌رفت و، خواه پیروز می‌شد، خواه شکست می‌خورد، پس از هر کارزار با روغنهای خوشبو خود رامعطر می‌ساخت.

پارسیان، در اثنای تاریخ دراز خود، به زبانهای گوناگون سخن می‌گفته‌اند. فارسی باستانی زبان دربار و بزرگان قوم در زمان داریوش اول به شمار می‌رفت؛ این زبان با زبان سانسکریت پیوند بسیار نزدیکی دارد، و این، خود، نشان می‌دهد که آن دو زبان لهجه‌هایی از زبانی قدیمیتر بود‌ه‌اند؛ این هر دو لهجه از خویشان بسیار نزدیک زبان انگلیسی به شمار می‌روند. از لغت فرس

نمونه‌هایی از مشابهت و نزدیکی را دراینجا می‌آوریم:

انگلیسی

fahter

name

nephew

bear

mother

brother

stand21

آلمانی

vater

Nahme

Neffe

Führen

Mutter

Bruder

Stehen

لاتینی

pater

nomen

nepos

ferre

mator

frater

sto

یونانی

pater

onoma

anepsios

ferein

meter

phrater

istemi

سانسکریت

pitar

nama

napat

bhri

matar

bhratar

stha

فارسی قدیم

pitar

nama

napat

bar

matar

bratar

cta

قدیم دو شاخة زند، یعنی زبان زند اوستا، و شاخة پهلوی بیرون آمد؛ از همین شاخه است که زبان فارسی کنونی برخاسته است. در آن هنگام که پارسیان به کار خطنویسی پرداختند، برای نوشتن اسناد خود، خط میخی و الفبای هجایی آرامی را به کار بردند. پارسیان هجاهای سنگین و دشوار بابلی را آسانتر کردند و عدد علامات الفبایی را از سیصد به سی و شش رسانیدند؛‌ این علامات، رفته رفته، از صورت مقاطع هجایی بیرون آمد و شکل حروف الفبای میخی را به خود گرفت. ولی باید دانست که خطنویسی را پارسیان سرگرمی زنانه می‌پنداشتند، و کمتر دربند آن بودند که از عشق‌ورزی و جنگاوری و شکار دست بردارند و به کار نویسندگی اشتغال ورزند و اثری ادبی ایجاد کنند.

مرد عادی معمولا بیسواد، و به این بیسوادی خرسند بود و تمام کوشش خود را در کار کشت زمین مصروف می‌داشت. کتاب مقدس «اوستا» کشاورزی را ستوده و آن را مهمترین و والاترین کار بشری دانسته است، که خدای بزرگ اهورمزدا از آن بیش از کارهای دیگر خشنود می‌شود. قسمتی از اراضی ملک مردم بود، و خود به کشاورزی در آن می‌پرداختند؛ گاهی این خرده مالکان جمعیتهای تعاونی کشاورزی متشکل از چند خانوار تشکیل می‌دادند و به صورت دسته‌‌جمعی به کاشتن زمینهای وسیع می‌پرداختند؛ قسمت دیگر از اراضی متعلق به اشراف و زمینداران بزرگ بود، که دهقانان، در برابر قستی از درآمد زمین، به کشت و زرع در آنها مشغول بودند؛ قسمتی را نیز بندگان بیگانه (که هرگز درمیان آنان ایرانی وجود نداشت) کشاورزی می‌کردند. برای شخم کردن زمین، گاو آهن چوبی به کار می‌بردند، که به آن نوک آهنی بسته بودند و با گاو کشیده می‌شد. آب را از نقاط کوهستانی به وسیلة قنات به زمینهای خود می‌آوردند. محصول عمدة کشاورزی، که مهمترین مادة غذایی نیز محسوب می‌شد، گندم و جو بود، ولی مردم گوشت فراوان نیز می‌خوردند و شراب زیاد می‌نوشیدند. کوروش به سربازان خود شراب می‌داد. مباحثة جدی درامور سیاسی آنگاه در مجامع پارسیها صورت می‌گرفت که اهل مجلس مست باشند، چیزی که بود، بامداد روز بعد، در نقشه‌های طرح شده تجدید نظر می‌کردند. یکی از نوشابه‌های ایرانیان قدیم مشروبی بود به نام هومه که آن را به عنوان قربانی طرف توجه به خدایان تقدیم می‌کردند، و چنان گمان داشتند که هر کس از آن بنوشد، به جای روشن شدن آتش خشم و انگیختگی، تقوا و عدالت در او بیدار می‌شود.

صناعت در پارس رواج و رونقی نداشت؛ پارسیها به آن خشنود بودند که اقوام خاور نزدیک به حرفه‌ها و صناعات دستی بپردازند و ساخته‌های دست خودرا، همراه باج و خراج، برای ایشان بفرستند. در کارهای حمل ونقل ابتکاری فراوانتر از کارهای صنعتی داشتند؛ مهندسان پارسی به فرمان داریوش اول، شاهراههایی ساختند که پایتختها را به یکدیگر مربوط می‌کرد. درازی یکی از این راهها، که از شوش تا ساردیس امتداد داشت، دو هزار و چهارصد کیلومتربود، طول راهها را با فرسخ اندازه می‌‌گرفتند، و به گفتة هرودوت، «در پایان هر چهار فرسخ منزلگاه شاهی و مهمانخانه‌های با شکوه وجود داشت، و راهها همه از جاهای امن و آباد می‌گذشت.» در هر منزل

استرابون گفته است: «به مهمترین مباحثات خود هنگامی آغاز می‌کنند که شراب خورده باشند، و چنان می‌پندارند که هر تصمیمی که در چنین حالتی گرفته شود، بیشتر از آن که در حال هوشیاری گرفته باشند، مؤثر و بادوام خواهد بود.»


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 12:36  توسط فرامرز  | 

مانی نقاش


نویسنده : انی کاظمی

Mani Ancient.ir 3 مانی نقاش  | تاریخ باستان تمدن عکسهای تاریخی

مانى ؟
مانى یا مانس از پدر و مادرى ایرانى در بابل به سال ۲۱۵ میلادى متولد شد. پدر و مادر او با خاندان اشکانى خویشاوندى داشتند. نام پدر مانى فَتَکْ بود و نام مادرش نُوشیتْ یا پُوسیتْ یا مریم و از خانواده کمسرکان بود. مانى بى شک ایرانى بوده است . ولادت او در بابل دلیل بیگانه بودن او نیست ، زیرا که در آن روزگار منطقه بابل و پیرامون آن جزء شاهنشاهى ساسانى بود. برخى تصور کرده اند که نام مانى سریانى است ، ولى این قطعى نیست . احتمال دارد که مانگ به معنى ماه باشد؛ زیرا در لهجه ایرانى سنگسرى به ماه مانگ گفته مى شود.
تصویر خیالى موجود از مانى با هلالى احاطه شده که قرینه اى بر صحت این ادعا است . هر چند آثار مانى به زبان سریانى نوشته شده ، ولى او ایرانى است . باید دانست که زبان سریانى تا حدى جنبه زبان علمى در ایران باستان داشته است .
دین مانى یکى از شاخه هاى دین زرتشت بود و عقیده به دوگرائى مسلما از دین زرتشت اقتباس شده بود، ولى از گنوز یا عرفان ترسائى هم تاءثیر پذیرفته بود. مبلغان دین مانى هر جا مى رفتند، دین مانى را با مقتضیات محلى تطبیق مى دادند؛ در شرق خود را زرتشتى و در غرب ترسائى معرفى مى کردند. به این دلیل در جهان غرب مانى به عنوان یکى از بدعت گذاران مسیحى معرفى شده است .

Mani Ancient.ir 2 مانی نقاش  | تاریخ باستان تمدن عکسهای تاریخی

مانى آئین زرتشت را مطالعه کرد و خود را مصلح آن شناخت ، هند را سیاحت کرد و با عقاید بودائى آشنا شد، سپس به ایران بازگشت و به تبلیغ دین جدید پرداخت و آن را با ادیان زرتشتى و بودائى و مسیحى مطابقت داد. سپس تحت تعقیب روحانیون زرتشتى قرار گرفت و محکوم گردید و در سال ۲۷۶ میلادى در سن شصت سالگى مصلوب شد: روز یکشنبه ۲۰ مارس ۲۴۲ میلادى در شهر تیسفون روز جشن بود، روز تاجگذارى شاه جدید، شاپور اول فرزند اردشیر بابکان که ۱۶ سال پیشتر بر خاندان اشکانى چیره شده بود و دودمان ساسانى را پى افکنده بود.
در این روز مرد جوانى به نام مانى در کوچه و بازار شهر اعلام کرد که پیامبر آئین نوى است . در سال ۲۴۲ میلادى مانى جوانى ۲۶ ساله بود. ولى هنگامى که بهرام نوه شاپور او را به قتل رسانید، شصت سال داشت .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم دی 1389ساعت 12:31  توسط فرامرز  | 

مرگ فرهاد چهارم ، پادشاه اشکانی

2008 سال پیش در روز 31 مارس سال دوم پیش از میلاد فرهاد چهارم ، پادشاه اشکانی در توطئه ای توسط همسرش که یک زن رمی بود، مسموم شد و به قتل رسید. دستکم مورخان این روز را به عنوان روز مرگ فرهاد چهارم شاه ایران دانسته اند.

فرهاد چهارم در توطئه ای توسط زن رمی اش به نام ترموزا یا ترموسا مسموم شد و در این توطئه پسرش فرهادک نیز با مادر همدست بود.
  
درپی شکست کراسوس فرمانده و کنسول رم در جنگ حرّان در سال 53 پیش از میلاد از سورنا سردار نامدارایران و کشته شدنش، پرچمهای رم به دست ایران افتاد و باعث آشفتگی عمیقی در قلمرو امپراتوری رم شد.

اگوستوس امپراتور رم  که از سال 27 پیش از میلاد به مدت 31 سال فرامانروای رم بود برای پایان دادن به این تحقیررومیان که روحیه خود را از دست داده بودند با دولت ایران وارد معامله شد و قرار شد که پرچمها را از ایران بخرد و پول را به اقساط بپردازد. وی برای خرسند ساختن فرهاد چهارم که با این معامله موافقت کرده بود یک دختر رمی را هم برای وی فرستاد. فرهاد فریفته این دختر شد و با او ازدواج کرد و نامش را ترموزا گذارد.

به نوشته برخی از مورخان، ترموزا یا ترموسا درعین حال جاسوس امپراتوری رم بوده  و دستور داشت  فرهاد چهارم را  تحت تاثیر تلقینات خود قرار دهد.

ترموزا از فرهاد چهارم دارای پسری شد که نامش را فرهادک گذا شتند. فرهاد از زن قبلی خود و نیز کنیزهایش پسران دیگری داشت.

ترموزا برای اینکه پادشاهی به پسر خودش برسد و در عین حال خدمتی هم به وطن اصلی کرده باشد به شوهر تلقین کرد که پسران بزرگتر را که بیم کودتا کردنشان می رود به شهر رم بفرستد تا در عین حال با طرز زندگی رومیان و فنون نظامی آنان آشنا شوند. فرهاد پذیرفت، ولی پسران او از آن پس عملا گروگان دولت رم بودند.

در این میان ترموزا از فرصت استفاده کرد و با کمک پسرش، شوهر را مسموم ساخت و بزرگان ایران مجبور شدند که فرهادک را که تنها فرزند در دسترس بود به نام فرهاد پنجم به تخت سلطنت بنشانند.

امپراتور رم پس از شنیدن این خبر، نوه خود کایوس را برای گفتن تبریک روانه تیسفون کرد.

فرهاد پنجم به توصیه مادر تا کنار رود فرات (تیسفون در ساحل شرقی دجله است) به استقبال کایوس رفت و در دیدار با کایوس از دعاوی ایران بر ارمنستان گذشت.

ترموزا و کایوس به فرهاد پنجم تلقین کرده بودند که ارمنستان عامل اختلاف دو امپراتوری رم و ایران است و تا زمانی‌که تحت قیمومت ایران باشد و شاه آن را سنای ایران (مهستان) انتخاب و اعزام دارد این اختلاف وجود خواهد داشت و صلح و صفا دوام نخواهد آورد و فرهاد پنجم گفته های آنها را پذیرفت.

این اشتباه فرهاد پنجم موجب رنجش بزرگان ایران شد و ضرب سکه با تصویر مادر و پسر که قبلا در ایران رسم نبود و حاکی از شراکت مادر در سلطنت فرزند بود، این رنجش را به خشم مبدّل ساخت.

سران ایران از طرز تفکر فرهاد پنجم هم که تحت تاثیر مادر به یونانی ها و رمی ها نزدیکتر از ایرانی ها بود ناخرسند بودند طرح برکناری او را به مهستان بردند و کارهایی را که مادر او ترموزا به سود رومیان انجام داده بود ارائه کردند که تصویب شد و یک شاهزاده اشکانی دیگر را به نام ارد دوم به پادشاهی ایران برگزیده شد که یک نظامی خشن و سختگیر و قانونگریز بود.

فرهاد پنجم نزدیک به چهار سال سلطنت کرده بود. مورخان به سرنوشت ترموزا اشاره ای نکرده اند. شاید او به رم بازگشته بود زیرا که چهار سال پس از برکناری فرهاد پنجم، پسران فرهاد چهارم که در شهر رم بودند به ایران بازگشتند و بعدا یکی از آنان شاه ایران شد.

به این ترتیب در روز 31 مارس سال دوم پیش از میلاد فرهاد چهارم ، پادشاه اشکانی در توطئه ای توسط همسر رمی و پسرش مسموم شد. اما دوران قدرت این مادر و فرزند خیانت پیشه کوتاه بود و به زودی
شاه تازه ای از خاندان اشکانی بر تخت سلطنت ایران نشست.

منبع : روزنامه جام جم

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 9:48  توسط فرامرز  | 

سورنا سپهسالار نامدار اشکانی

سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ ایران در زمان اشکانیان است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومی‌ها را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار با شکستی سخت و تاریخی روبرو کرد.

سورنا از خاندان سورن یکی از هفت خاندان معروف ایرانی (در زمان اشکانیان و ساسانیان) بود. سورن در زبان فارسی پهلوی به معنی نیرومند است.

ژولیوس سزار، پمپی و کراسوس سه تن از سرداران و فرمانروایان بزرگ روم بودند که سرزمینهای پهناوری را که به تصرف دولت روم در آمده بود، به طور مشترک و تحت عنوان کنسول اداره می‌کردند. آنها در سوم اکتبر سال 56 پیش از میلاد در جلسه لوکا  تصمیم حمله به ایران را گرفتند.

کراسوس فرمانروای بخش شرقی کشور روم آن زمان یعنی ، آسیای صغیر( ترکیه و سوریه امروزی) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، رویای پیروزی برایران، فتح ایران و سپس گرفتن هند را در سر می پروراند . وی فاتح جنگ بردگان و اسپارتاکوس سردار قدرتمند انقلاب بردگان بود.

کراسوس (رییس دوره‌ای شورای کنسولی) با سپاهی شامل بیش از 40 هزار نفر از لژیونرهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان رابرعهده داشت به سوی ایران روانه شد و ارد اول پادشاه اشکانی، سورنا سردار نامی ایران را مامور جنگ با کراسوس و دفع یورش رومی‌ها کرد.

نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از میلاد در جلگه‌های میان رودان و در نزدیکی شهر حران یا کاره روی داد. بر اساس روایات تاریخی، قبل از آغاز جنگ سورنا پیامی را برای کراسوس فرستاد و کنسول روم در جواب گفت : پاسخ تو را در پایتخت ایران می دهم.

سورنا در جواب کراسوس پیام داد: اگر در کف دست من مویی می بینی ، پایتخت ایران را نیز خواهی دید.

درجنگ حران، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و اسیر کند.

کراسوس و پسرش فابیوس دراین جنگ کشته شدند و تنها تعداد اندکی از رومی‌ها موفق به فرار گردیدند.روش نوین جنگی سورنا، شیوه جنگ وگریز بود.

این سردار ایرانی را مبتکر جنگ پارتیزانی (جنگ به روش پارتیان) در جهان می‌دانند. ارتش او شامل زرهپوشان سوارکار، تیراندازان ورزیده، نیزه داران ماهر، شمشیرزنان دلیر و پیاده نظام همراه با شترهایی با بار آذوقه، آب و مهمات بود.

جنگ حران که نخستین جنگ بین ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیاری در تاریخ است زیرا رومی ها پس از پیروزیهای پی درپی برای اولین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آنروز سایه افکند و نام ایران را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد و نام دولت پارت و شاهنشاهی اشکانی را جاودانه ساخت.

پس از پیروزی سورنا بر کراسوس و شکست روم از ایران، دولت مرکزی روم دچار اختلاف شدید شد. پس از این جنگ نزدیک به یک قرن، رود فرات مرز شناخته شده بین دو کشور گردید و مناطق ارمنستان و آسیای صغیر (ترکیه، سوریه، عراق) تبدیل به ایالاتی از ایران شدند.

سورنا پس از شاه مقام اول کشور را داشت. وی ارد را به تخت سلطلنت نشانید و به سبب اصالت خانوادگی در روز تاجگذاری شاهنشاه ایران کمربند شاهی را به کمر پادشاه بست. او به هنگام گرفتن شهر سلوکیه نخستین کسی بود که برفراز دیوار دژ شهررفت و با دست خود دشمنانی را که مقاومت می‌کردند بزیر افکند.

سورنا در این هنگام بیش از 30 سال نداشت.اما متاسفانه سورنا هیچ بهره‌ای از پیروزی بزرگ خود نبرد. ارد شاهنشاه اشکانی ناجوانمردانه بجای قدردانی، سپهسالار دلاور ایرانی را به قتل رساند.

سورنا در زمان پادشاهی اشک سیزدهم، ارد اول اشکانی، سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان (نبرد حران) فرماندهی کرد و رومیان را که تا آن زمان در همه جا پیروز بودند، برای اولین بار به سختی شکست داد. در این جنگ کراسوس، پسرش و بیشتر سربازانش نابود شدند که این یکی از بزرگ‌ترین شکست رومی‌ها از ایرانیان در طول تاریخ بوده‌است.کراسوس که قصد داشت به تقلیداز اسکندر، ایران و هند را فتح کند، از سورنا، سردار ایرانی، شکست خورد و خود و اغلب سربازانش کشته شدند. 

برگرفته ازتاریخ ایران باستان - فرهنگ معین

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت 9:46  توسط فرامرز  | 

یادادشت

با سلام

مطالب این وبلاگ از دیگر وبلاگها اخذ میشود

و مطالب ارای این وبلاگ نمی باشد

شاید در بعضی از پستها نام نویسنده درج نگردد که از نویسنده های محترم عذر خواهی میکنم.

با تشکر.فرامرز

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 11:50  توسط فرامرز  | 

ایران

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم تیر 1389ساعت 10:54  توسط فرامرز  | 

تاریخچه کردستان بزرگ , در سایه ایران بزرگ

شور سوئد بیشترین کردها را از عراق و ترکیه  و عده ای هم از ایران را در خود جای داده . امیدواریم روزی را شاهد باشیم که  همه مردمان آریایی ایران با حمایت دولت و مردم به میهن خویش بازگردند . کردستان امروز و آینده نیاز به حمایت های بیشتری از طرف دولت ایران دارد . خوشبختانه چندی پیش گروه پژاک کردستان ایران با پخش شب نامه های گسترده ای در مناطق کرد نشین ایران سخن از الحاق سرزمینهای کردستان عراق و ترکیه به مام میهنشان یعنی ایران گفتند  . به گزارش سایت رسمی بازتاب در شماره خبری 28061 چنین آمده است

در بيانيه حزب حيات آزاد كردستان (پژاك) در متن شب نامه خود چنین نوشته است

ما جدا كردن (اتصال و الحاق دوباره) شمال، جنوب و غرب كردستان از دولت‌هاي غاصب و نژادپرست تركيه، سوريه و عراق و الحاق آن به ايران را امري طبيعي و حق قانونی خودمان مي‌دانيم . ( زیرا کردها تنها با ایران پیشینه و وابستگی نژادی - فرهنگی - هنری و تاریخی دارند ) سایت خبری بازتاب

شهرهای اشغال شده ایران در کردستان ترکیه پیش از نبرد چالدران بین شاه اسماعیل صفوی و ترکان عثمانی در سال 1514 میلادی شامل زیر می باشد :

  • دیار بکر (آمد) - وان  - غازی عینتاب (دیلوک)  - بینگول (چیولیک)  - آدیامان (سمسور)  - سیواس  - اسکندرون  - ارزروم  - ارزنجان - قارص  - تاتوان  - مرعش  - الازیغ (خارپوت)  - باتمان  - تونجلی (درسیم)  - ماردین  - مالاتیا  - دوغو بایزید  - حکاری (جولامیرگ)  - شرناخ  - بوتان

متاسفانه وضعیت مردم ایرانی کردستان ترکیه نیز نامناسب است . شایسته است دولت ایران نه تنها توجه بیشتری به کردستان ایران بلکه از تمامی مردم و سرزمینهای کورد نشین منطقه حمایت کند و جهت الحاق دوباره این خاکها اقدام نماید . کردستان عراق امروزه به منطقه ای جدا از عراق تبدیل شده است . رئیس اقلیم کردستان و مجلس جدا و . . . این امر نیز مایه خوشحالی ملت ایران است که از عربها جدا شده اند و بدون شک خوشحالی نهایی ملت ایران پیوند دوباره این مناطق کرد نشین با کشور اصلی خود است . زبان کردی نیازمند گسترش و حمایت دولت ایران دارد و گسترش امکانات این مناطق نیز بسیار ضروری است . مردم آذربایجان و کردستان بیشترین نزدیکی هویتی و تاریخی را با یکدیگر دارند . تیره های آذری و کردی هر دو از مدیا یا ماد آریایی گرفته شده است و حتی زبان آنان تا چند قرن پیش بسیار نزدیک به یکدیگر بود . زبان باستانی آذری تا چند قرن پیش که به مرور زمان به ترکی آذربایجانی تغییر کرد بر طبق دهها سند معتبر تاریخی ریشه ای کاملا پهلوی باستانی داشته است . زبان کردی هم که دیگر نیازی به اسناد ندارد و ریشه اش از زبان پهلوی و اوستایی ایران باستان می باشد . منطقه بسیار زیبا - دست نخورده - شگفت انگیز و رویایی هورامانات یا اورامانات که بر فراز تپه ای در جنوب کردستان قرار گرفته خود نشان از هویت ملی کهن آنجا دارد . مردمان اورامان کردستان به صورتی باورنکردنی هنوز پس از گذشت هزاران سال به زبان پهلوی سخن میگویند . برخی از آنان زرتشتی هستند . آتشکده ای نیز از دوره های کهن آنجا موجود می باشد . لباسهای اورامان کاملا سنتی و ارزشمند است. ریشه ساخت کفشهای اورامانی به حدی قدمت دار که امروزه هرکدام با قیمتهای بالا به عنوان صنایع دستی خرید و فروش می شود . شما نیز اگر تاکنون سفری به کردستان و دریاچه زیبایش و به خصوص اورامان نداشته اید زمان را از دست ندهید و برای دیدن هنر و فرهنگ ایرانی رهسپار کردستان شوید . حال سخن به درازا نمی بریم و گوشه ای مشخصات این سرزمین کهن را یادآور می شویم  .

نقشه کردستان بزرگ ایران زمین پس از الحاق کردها - ارمنیها - گرجیها و آذریها به بدنه اصلی کشورشان ٫ ایران

نقشه تاریخی سرزمینهای ایرانی کردستان-کردستان عراق - کردستان ترکیه  - کردستان سوریه - turkey kurdistan - iraq kurdistan - iran kurdistan .azerbaijan map - armenia map - georgia map -the great iran kurds map & flag

اشغال کردستان ایران توسط تورکهای عثمانیها  

در قرن پانزدهم سرزمینهای ایران که کردستان در آن جای داشت پس از هزاران سال از متلاشی شد و امپراتوری عثمانی آن را کردستان نامید . در جنگ جهانی اول عثمانی ها کردستان ایران را بین عراق و ترکیه تقسیم کردند . سرزمین جزیره هم بین عراق و سوریه تقسیم شد . عده ای از کردها هم در قسمت قفقاز ساکن هستند . نام کردستان نخستین بار در قرن 12 میلادی در زمان فرمانروایی سلطان سنجر دیده شده است . کردستان از سال 612 قبل از میلاد تا قرن 15 پس از میلاد یعنی چیزی در حدود 2000 سال بخشی جدا نشدنی از ایران بود که متاسفانه با یورش سپاه عثمانی آنجا اشغال شد و از ایران جدا گشت . در کتاب کرد و کردستان ترجمه جواد هاتفی آمده است :

 

کردها از اصیل ترین نژاد ایرانی هستند که قرن ها از کرانه های بین النهرین و کشور عراق و ترکیه تا مرزهای شوروی بخشی از ایران بوده است . آنان در فلات ایران به کشاورزی و دامداری مشغولند و زبانشان بخشی از زبان ایرانیان باستانی است که هویت خود را پس از حمله سپاه اسلام حفظ نموده اند .

 

در دایره المعارف کلمبیا و ایکنیک دسک آمده است

کوردها بخشی از نژاد ایرانی هستند برخی چادر نشین هستند و برخی شهر نیشین . مردمی دلاور - جنگجو و قوی دارد

بازیل نیکیتین در کتاب تاریخچه کرد نوشته است

کردها بر خلاف اکثر ایلات و عشایر ایران سنی مذهب هستند و جماعت شافعی . برخی علی اللهی و برخی توتمیسم هستند . آنها یکی از مهم ترین و کهن ترین ایلات ایران می باشند . طوایف گوناگونی منجمله گورانی - کلهری - سنجابی - قبادی - زعفرانلو - شادلو و . . . دارند .

در کتاب ایرانشهر نوشته استاد شاپور راسخ و جمشید بهنام از انتشارات یونسکو آمده است

اگر کردان را از حیث نژادی نسبت به دیگر اقوام ایرانی مقایسه کنیم از لحاظ جسمانی و چهره ای و نیرومندی به ایرانیان باستان بسیار نزدیک هستند .

در دایره المعارفهای اینترنشنال و بسیاری دیگر جهان آمده است

کردهای نژاد کهن ایرانی هستند که امروزه در سرزمینهای بسیاری پراکنده هستند از جمله : خراسان - فارس - کردستان - کرمانشاه - لرستان - آذربایجان غربی - عراق - ترکیه - سوریه - ارمنستان

The great Kurdistan Iran - Kurdistan Nature طبیعت زیبای کردستان بزرگ ایران زمین

منابع طبیعی و سرمایه های کردستان

کردستان از دره ها و کوه های بلند و جلگه های حاصلخیز تشکیل شده است . کردستان کنونی ایران فقط بخش کوچکی از کردستان حقیقی ایران است . این سرزمین از از نظر منابع تا حدود زیادی غنی است . مهم ترین معادن آن معدن طلای کردستان است که دارای اهمیت خاصی در خاورمیانه است . شوربختانه 80% از حق استخراج طلای کردستان را کشور فخیمه انگلستان به تاراج می برد و تنها 20% آن را به کشور ایران می دهد . امیدواریم دولت کنونی و دولتهای بعدی به چنین خیانت بزرگی به ملت ایران و مردم نیک سرشت کردستان که حق بسیاری از سهم طلای کردستان دارند خاتمه دهند و معدن طلای کردستان نیز مانند صنعت نفت نیز ملی شود . این خواست تک تک ملت ایران است و حق طبیعی مردم کردستان ماست که از درآمد های طبیعی آنجا بهره مند شوند و درصد دیگر بین همگان تقسیم شود . معادن بزرگی دیگر همچون : مرمریت اوریه - مرمریت قلعه شیخان - مرمریت کاوشان - مرمریت صالح آباد - مرمرقصلان - معدن رالگاروارپیمان داشکن - سنگ میهم سفلی - سنگ آهک موسک مریوان - نمک آبی بیجار و دهها معدن دیگر در کردستان کنونی ایران وجود دارد . کردستان عراق که در اصل بخشی از کردستان آریایی ایران است نیز در شهرهای عین طلاح و بوتماه دارای غنی ترین چاههای نفتی جهان می باشد . متاسفانه دولت پیشین عراق در زمان صدام حسین گجستک بخش بسیار زیادی از نفت کردستان را استخراج می کردند و درصد بسیار کمی از آن را به خود کردها می دادند.صدام بر این باور بود که کردها ایرانی هستند و به همین جهت در سرکوب آنها از هیج تلاشی فروگذار نبود . حتی در بخشهای از کردستان عراق متهم به نسل کشی کوردهای آریایی است . پس از سقوط دولت ننگین صدام حسین آمریکایی ها و انگلستانی ها که پایه گذار دولت صدام بودند در چپاول هرچه بیشتر منابع نفتی کردستان کوشش کردند . در کردستان ترکیه نیز نفت و آهن و مس استخراج شده است ولی ارزش زیادی در سهم منابع خاورمیانه ندارد . دولت ترکیه هم درگیرهای بسیاری با کوردهای ایرانی داشته است . دولت غربی و بی هویت ترکیه که کعبه آرزوهایش این است که بخشی از اروپا شود به کردهای ایرانی که در کشورش زندگی میکنند حتی تا چند سال اخیر اجازه برپایی جشن ملی نوروز را نمی داد . سرزمینهای کردستان عراق از لحاظ کشت توتون بسیار قوی می باشد . در جلگه اربیل گندم بسیاری کاشته می شود . مردمان کورد چه زن و چه مردم از لحاظ کشاورزی نیرومند و قوی هستند . دریاچه وان در کردستان ترکیه دارای آثار باستانی ایران می باشد . کاخ خشایارشا در وان کردستان قرار گرفته است .

Iran Kurdistan History & Civilization & Culture سربازان مادی در کنار سربازان پارسی در دولت مقتدر هخامنشیان

نقشه برجسته سربازان مادی و پارسی در شهر پارسه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 21:42  توسط فرامرز  |